
پروردگار مست ، که مست از شراب شد
کار از همان دقیقه ی اول خراب شد
آدم بیافرید که آدم بماند در این جهان
آدم نشد ، که مایه ی رنج و عذاب شد
صد نقشه ها کشید که با عشق سر کند
اما تمام نقشه های قشنگش برآب شد
به آن خرد فتاد که داند جهان را کِه آفرید
اول بلای خودش گشت خرد
سؤال کرد خدا را کِه آفرید
تا آن سؤال و هزاران سؤال بی جواب شد
